قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1777
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و سيزدهم از رحلت خير البشر در بعضى تواريخ كشته شدن مرداويج ديلمى را از جملهء وقايع سال سيصد و دوازدهم از رحلت دانستهاند ، چنانچه به آن اشاره شد . امّا در تاريخ ابن أثير قتل مرداويج از جمله وقايع اين سال ايراد نموده و مىگويد كه منشأ قتل او آن بود كه با تركان بسيار سلوك ناهموار مىكرد و مىگفت كه روح سليمان بن داود در من حلول [ 214 الف ] كرده و اين تركان شياطين و مردهء « 1 » مناند ، اگر با ايشان بدين نوع سلوك نكنم در زمين فساد كنند . و از جملهء ايذاهايى كه به تركان مىكرد يكى آن بود كه چون معتاد او بود كه در هر سالى در شب ميلاد « 2 » جشنى عظيم مىكرد و آتش بسيار در آن شب در صحرا و دشت مىافروخت در اين سال ، در شب ميلاد نيز فرمود تا در بيرون شهر اصفهان در صحرا در كنارهء زندهرود هيزم بسيار جمع كرده آتش عظيم برافروختند و همچنين بر هر پشته كه بر آن حوالى بود ، آتشها كرده و شمع بسيار روشن ساختند . و نيز معتاد او بود كه هر شب دو هزار مرغ صحرايى از براى او كباب و بريان مىكردند ، خصوصا در اين شب فرمود تا صد اسب و دويست گاو و سه هزار گوسفند و ده هزار مرغ خانگى بريان كردند غير از آنكه در طعامها پخته مىشد . على هذا القياس حلويات و ساير اطعمه و اشربه مهيّا ساخته و تمامى آن روز امرا و سرهنگان او به اين خدمت مشغول بودند . چون آخر اين روز شد و اين طعامها مهيّا شد مرداويج سوار شده به ديدن آن طعام
--> ( 1 ) . مرده : جمع مارد ، طغيانگر ، عاصى . - و . ( 2 ) . مراد جشن سده است . مرداويج يا اصلا مسلمان نبود يا با وجود قبول ظاهرى اسلام باطنا تعلّق تمام به آداب ايرانى و مراسم آيين زردشتى داشت و در اين مسير بود تا دولت از دست رفتهء ساسانى را احيا نمايد و بغداد را ويران و مداين و عمارات شاهنشاهى ايران را تجديد كند .